دیروز یکی از دوستام یه فیلمی رو داد که توتعطیلات پایان هفته ببینمش و ساعتی رو از کار وزندگی و ....به دور باشم .وای چه دوست خوبیبهر حال شبی نشستمو فیلم رو نگاه کردم (قرنطینه) چشم و دلتون روز بد نبینه روحیه ام که خراب شد وحالم که دگرگون شد به کنار کلی هم برادختر سرطانیه اشک ریختم

بعد شم چقدر ذهنم گرفتار دخترای سر طانی فیلم بود و به این فکر کردم که چرا بعضی ادما درست لب مرز بودن نبودن تازه اون حرفایی رو که باید قبلا میزدن می زنن بعضی ها هم هیچ وقت فرصت اونکه حرفاشون رو بهم بزنن پیدانمی کنن

واقعا :گاهی اوقات خیلی زودتر از اونچه که فکرشو بکنین دیر میشه