من و زمزمه ی غریب

گاهی اوقات اونقدر تنها و درمونده میشی که تازه به این فکر میافتی برا چی خدا ماهارو خلق کرده راستی به هر طرف که مینگری چیزی نمی بینی....

صدایم کن! همه ذرات وجودم را به شنیدن حرفی از شب های تو بیدار کرده ام؛ صدایم کن! همان طور که آسمان، پرنده های نشسته در آشیانه را صدا می کند، و دریا چشمه های خفته در آغوش کوه را به خود می خواند ...

من در آغاز این جاده ایستاده ام، مرا به خود بخوان! بخوان تا به سماع برخیزم و چنان آتشفشانی، گدازه حرف های ناگفته ام را به زبان آورم، سر بر سکوت شانه هایت بگذارم و همه شعرهای نانوشته ام را برایت اشک بریزم ...

با که بگویم؟ جز تو، حرف هایم را با چه کسی واگویه کنم؟

خدایا......

آفتاب بر زخم های ما مرهم می گذارد. دوست دارم نوشتن نیز با من چنین کند.

ایران من


دارم نشان از او
دیرین سرای من
سر تا به سر غمین
چون روزگار من
دارم نشان از او
زیبا ستاره ایست
بر تارک جهان
ملک تبار من
شیرین زبان او
این مرز پر گهر
دارد ترانه ها
خوش گلعذار من
این خاک پاک من
از نو ترانه ها
از نو ستاره ها
پیمانه می زند
در آسمان من
شادی چنان بهار
پس می زند خزان
آیین ماندنیست
ایران سرای من

نویسنده :ناشناس "صرفا نقل قوله"

تلخ اما آموزنده


همه چهار زن دارند

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت  . زن چهارم را از همه
بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه
پذیرایی می کرد... بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می
داد.
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا
برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر
برود و تنهایش بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار
مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه
می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه
بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی
ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود .
با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در
خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او
نداشت..

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد
مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه
تنها و بیچاره  خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از
همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و
انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من
آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود  نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از
تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید
از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا
گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه
ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست
و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش
را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود .
تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم
به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."



در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او
بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری
به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز
باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

 د: زن اول که روح ماست.. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست
می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده
ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش
باقی نمانده است

چطوری جوون بمونیم

چطوری جوون بمونیم؟

1-اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!

این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه

بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن

خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.


2 دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت رو برای خودت نگه دار!

آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن

( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه!)

 - دائم در حال یادگیری باش!

سعی کن بیشتر راجع به کامپوتر، کارهای دستی،باغبانی و خلاصه هرچی که فکر می کنی یاد بگیری

هیچوقت نگذار مغزت بی کار بمونه

"مغز بیکار پاتوق شیطانه"

این شیطان هم اسمش آلزایمر ِ

4- از چیزهای ساده، لـــذت ببر

 5- اغلب بخنـــــد، قهقهه های بلند و طولانی

اونقدر بخند که نفست بند بیاد

اگه دوستی داری که خیلی باهاش می خندی، پس خیلی باهاش وقت بگذرون

6- گاهی اوقات یه کم اشک بریز

سختی کشیدن هست، غمگین بودن هست اما ادامه بده

تنها کسی که تمام طول زندگیمون کنار ماست، خود ما هستیم

پس تا وقتی که زنده ایی زندگی کن

 7- دور و اطرافت رو با آدمهاو چیزهایی پر کن که دوستشون داری

با د وستها و فامیل، با یادگاری هات، حیووون خونگی، موسیقی ، گل و گیاه و خلاصه هرچیزی

خوب حالا خونه ات پناهگاه و محل آرامشت شد؟

بگو ببینم، رابطه ات با خدا چطوره؟

 8- سلامتیت رو جشن بگیر و بهش اهمیت بده!

اگه سالمی، سعی کن این وضعیت رو حفظ کنی

اگه وضعت متغیره، سعی کن متعادلش کنی و حالت رو بهتر کنی

اگر هم فکر می کنی تنهایی از پسش بر نمی آیی،از یک نفر کمک بگیر

 9- به سمت ناراحتی ها ت سفر نکن!

برو به یک مرکز خرید، برو به یه محله ی دیگه، حتی برو یه کشور دیگه

اما هیچ وقت جایی نرو که باعث سرافکندگی و احساس گناهت بشه

 10- از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده

کاویتاسیون چیست

كاويتاسيون پديده اي است كه در سرعتهاي بالا باعث خرابي و ايجاد گودال مي گردد . گاهي در يك سيستم هيدروليكي به علت بالا رفتن سرعت‚فشار منطقه اي پائين مي ايد و ممكن است اين فشار به حدي پائين بيايد كه برابر فشار سيال در آن شرايط باشد و يا در طول سرريز يا حوضچه خلاءزايي در اثر وجود ناصافيها و يا ناهمواريهاي كف سرريز خطوط جريان از بستر خود جدا شده و بر اثر اين جداشدگي فشار موضعي در منطقه جداشدگي كاهش يافته و ممكن است كه به فشار بخار سيال برسد . در اين صورت بر اثر اين دوعامل بلافاصله مايعي كه در آن قسمت از مايع در جريان است به حالت جوشش درامده و سيال به بخار تبديل شده و حبابهايي از بخار بوجود ميايد . اين حبابها پس از طي مسير كوتاهي به منطقه اي با فشار بيشتر رسيده و منفجر ميشود و توليد سر وصدا مي كند و امواج ضربه اي ايجاد مي كند و به مرز بين سيال و سازه ضربه زده و پس  از مدت كوتاهي روي مرز جامد ايجاد فرسايش و خوردگي ميكند . تبديل مجدد حبابها به مايع و فشار ناشي از انفجار آن گاهي    به ١٠٠٠ مگا پاسكال ميرسد .                                                                   

از انجايي كه سطوح تماس اين حبابها با بستر سرريز بسيار كوچك مي باشند نيروي فوق العاده زيادي در اثر اين انفجارها به بسترهاي سرريز ها و حوضچه هاي آرامش وارد مي كند . اين عمل در يك مدت كوتاه و با تكرار زياد انجام مي شود كه باعث خوردگي بستر سرريز مي شود و به تدريج اين خوردگيها تبديل به حفره هاي بزرگ مي شوند . اين مرحله را :                             

  مي نامند .         Cavitation erosion or   cavitation pitting

در سرريز هاي بلند چون سرعت سيال فوق العاده زياد مي باشد ‚در نتيجه نا صا فيهاي حتي در حد چند ميليمتر هم مي تواند باعث ايجاد جدا شدگي جريان شود . هر نوع روزنه با برامدگي تعويض ناگهاني سطح مقطع هم مي تواند باعث جدايي خطوط جريان شود . اين پديده معمولا در پايه هاي دريچه ها بر روي سرريز ها‚در قسمت زير دريچه هاي كشويي  و انتهاي شوتها رخ دهد .          

شرايطي كه موجب كاويتاسيون مي گردد اغلب در جريانهاي با سرعت بالا پديد مي ايد . بطور مثال سطح آبروي سريز كه ٤٠ تا ٥٠ متر پايين تر از سطح تراز آب مخزن مي باشد بطور حاد در معرض خطر كاويتاسيون قرار دارد .  پديده كاويتاسيون در جريانات فوق اشفته در پرش هيدروليكي در مكانهايي مثل حوضچه هاي خلاءزايي مشكلات فراواني ايجاد مي كند .                             

صدمه كاويتاسيون به سازه هاي طراهي شده براي سرعتهاي بالا و در سد هاي بلند و سرريزهاي بزرگ يك مشكل دائمي است .                                                                              

  

فاكتورهاي موثر در پديده كاويتاسيون :

 

در طي حداقل ٢٠سال تجربه و بررسي عملكرد سرريزها ( شامل مدل و آزمايش بر روي پروتوتيپ ) اين طور نتيجه گيري شده كه كاويتاسيون در اثر عملكرد مجموعه اي از عوامل و شرايط است . معمولا يك عامل به تنهايي براي ايجاد مسئله كاويتاسيون كافي نيست ولي تركيبي از عوامل هندسي و هيدروديناميكي و فاكتورهاي وابسته ديگر ممكن است منجر به خسارت كاويتاسيون گردد .         

از مهمترين عواملي كه مي توانند در اين زميه ممكن است دخيل باشند مي توان به موارد زير اشاره كرد :                                                                                                           

١- عوامل هندسي : كه شامل موارد زير مي شود .

الف : ناهمواريهاي سطحي سرريز‚خصوصا برامدگيها و فرورفتگيهاي موضعي

ب- شكافهاي دريچه هاي كشويي و پايه هاي دريچه هاي قطاعي

piers ج- ستونها

د- درزهاي ساختماني

Flow spitter & deflector  ه-جدا كننده جريان ودفلكتورها

Ports of ducts & pipe   و- دهانه مجاري و لوله

Change of water passage shape  ز- تغير در شكل عبور جريان

Misalinment of conduit  ح- انحنا يا انحراف در مسير جريان در آبراهه

 

٢- عوامل هيدروديناميكي :

 

الف- دبي مخصوص

ب – سرعت جريان

ج - عملكرد دريچه

د- توسعه لايه مرزي

 

 

 

٣- عوامل متفرقه :

 

الف- انتقال حرارت در طي فروريختن

ب- درجه حرارت آب

ج- تعداد واندازه حبابهاي درون آب 

Diffusion of air  د- پراكندگي هوا

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست


 

 
 *دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا
 مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت:

 "سهم منو بده...." و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا

 بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..." دنیا هم بتو خواهد گفت:
 
 چه خدمتی برایتان انجام دهم؟ ..."

 

 
 *هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از

 آن خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است

 *به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا

  این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
 

 
 

 *درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتی اگر

 آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.


 
 

 
 *تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است

 
 

 * برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و
  ریشه كن كنید


 

 * از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به

* شادمانی دوران كودكی برگردید.
 


 

 * اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را

  انتخاب كنید




 *دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو

 انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

 یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
 ( وین دایر )

 

 به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست

 آنها ناراحت شده اید احساس محبت نمایید. هر جا ناراحت شدید اقدام به

 بخشش و عفو نمایید. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.

 

 عشقم نثار کسی ا ست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم.در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشش عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی می‌کنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.

 

 آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند, از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود
 در این زمینه, خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.

 الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

 بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم..

 پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.

 زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در
 مردن است که حیات ابدی می یابیم.

 


 اگر شخصيت خود را با فعاليت‌هاي شغلي خويش مي‌سنجيد، پس وقتي كار نمي‌كنيد فاقد شخصيت هستيد.(وين داير

 

بدانیم که:

بدانیم که:

·         برترین عبادات پس از شناخت خدا نا امید نبودن از رحمت خداست .(امام کاظم (ع))

·         نزدیک ترین چیزها مرگ و دورترین چیزها آرزوست .(سقراط)

·         خوشبختی یعنی هماهنگی آمال ما با حوادث روزگار .(گستاوفلوبر)

·         کار نشانه زندگی یعنی حرکت است .(گوته)

·         شکر نعمت دوری گزیدن از کارهای بد است.(امام حسین(ع) )

·         حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو کن .(ولتر )

·         تنها برای دو چیز نمی توان حدی تصور نمود .جهان و حماقت بشر البته در خصوص مورد اول چندان مطمئن نیستم. (آلبرت انیشتن )

·         آنها که زرنگ ترند ،راهی آسانتر را برمیگزینند.(خانلری)

·         فرزندم در برخوردبا مردم با سلام آغاز کن ودردست دادن قبل از گفتگو پیشقدم شو.(لقمان حکیم)

·         آنهایی توانا هستندکه خود را قادر بپندارند .(ویرژیل)

·         سکوت ،حاضر جوابی غیر قابل تحمل است .(کی چستر تن)

استاد می گوید:

استاد می گوید:

 دو خدا وجود دارد. خدايي كه استادان دانشگاه درباره او به ما مي آموزند ، و خدايي كه خود به ما مي آموزد. خدايي كه مردم هميشه درباره اش صحبت مي کنند ، و خدايي كه خود با ما سخن مي گوید. خدايي كه هراسیدن از او آموخته ايم ، و خدايي كه از عطوفت با ما سخن مي گوید.

دو خدا وجود دارد ، خدايي كه در بلنداست ، و خدايي كه در زندگی روزمره ما حضور دارد. خدايي كه از ما مي طلبد ، و خدايي كه قرض های ما را مي بخشد. خدايي كه ما را با آتش دوزخ تهدید مي كند ، و خدايي كه بهترین راه را نشان ما مي دهد.

دو خدا وجود دارد ، خدايي كه ما را زیر بار گناهان مان خرد مي كند ، و خدايي كه با عشق خويش ما را آزاد مي سازد.

پائولو كوئيلو

راهکار برای اینکه هر سال نگوییم دریغ از پارسال

10 راهکار برای اینکه هر سال نگوییم دریغ از پارسال))

1.        از تماشای بی وقفه تلویزیون خو درا نجات دهید .کسی که روزی سه ساعت تلویزیون تماشا میکند ،در سال چیزی حدود هزار ساعت وقت خود را پای تلویزیون میگذراند . به راستی برای چه کاری اگر سه ساعت در روز وقت بگذاریم به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید .

2.     در فرهنگ گفتاری خود جمله ((از فردا شروع خواهم کرد )) را حذف کنید مطمئن باشید که آن فردا هرگز نخواهد رسید و محال است که موفق به انجام کاری شوید که دائما به روزی دیگر موکول میشود .

3.       از بهانه تراشی و تنبلی کردن به شدت بپرهیزید . تا زمانی که برای انجام هر کاری غر میزنید به نتیجه مطلوب نخواهید رسید .

4.       زمان حال را غنیمت بشمارید .نه غم  وحسرت گذشته را بخورید و نه با غرق شدن در رویای آینده از زمان حال غافل بمانید . لحظه حال مخصوص شماست .هرچه بیشتر زمان حال را مغتنم بشمارید بیشتر از درد و رنج  رها خواهید شد .

5.       روی اهداف کوچک و کوتاه مدت تمرکز کنید تا زمانی که محقق شود .اهداف بزرگ را همیشه در ذهن خود داشته باشید در حالی که سعی بر تحقق بخشیدن هدف های کوچک را نیز فراموش نکنید .

6.       زمان بیشتری را به خانواده اختصاص بدهید و عشق و محبت خالصانه خود را به آنها هدیه کنید و باور داشته باشید زندگی کردن در کنار افرادی که ما را دوست دارند انباشته از لطف است و تنها عشق ورزیدن به یکدیگر است که زندگی را معنا میکند .

7.       از خوردن غذاهای سالم و نوشیدنی های طبیعی غافل نشوید و ورزش کردن و سحر خیزی را به صورت یک عادت خوب در خود تقویت کنید .

8.       شکر گزار باشید و نعمت هایی را که به شما اعطا شده است را قدر بدانید و هرگز به خاطر نداشته ها ،داشته های خود را نادیده نگیرید .

9.       ارزش زمان را بدانید و هرگز نگویید که وقت کافی در اختیار ندارید .چون دقیقا همان مقدار زمان در اختیار دارید که افراد ی چون پاستور ،میکل آنژ و ادیسون در اختیار داشتند .

10.   آماده هر گونه تغییر با شید و بدانید که تنها مردگان هستند که کاری از دستشان بر نمی آید .به نظر نمی آید اجرا کردن این موارد کاری سخت و محال باشد به گفته یکی از مدیران موفق در عصر حاضر آنچه خیلی اهمیت دارد این است که درست بیندیشیم و به آن عمل کنیم .درگیری های زندگی زمانی اتفاق میافتد که تمرکز خود را از زندگی هدفمند از دست بدهیم .چون در آن صورت همانند تکه ای چوب در دریای متلاطم به هر سو کشیده میشویم و احتمال اینکه از زندگی احساس رضایت داشته باشیم بسیار اندک شده یا حتی غیر ممکن خواهد شد و ناچاریم هر سال بگوییم دریغ از پارسال .